جدم

لغت نامه دهخدا

جدم.[ ج َ دَ ] ( ع اِ ) مرغی است سرخ منقار مانند گنجشک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). پرنده ای است مثل گنجشکها که سرخ است منقارهای آنها. ( شرح قاموس ). جدمة یکی آن. ( منتهی الارب ). || ج ِجدمة، یعنی مرد کوتاه. ( از شرح قاموس ) ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || نوعی خرما. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). قسمی است از خرما. ( شرح قاموس ). || مردمان پست. ( از لسان ). الرذال من الناس. ( ذیل اقرب الموارد، بنقل از لسان ).
جدم. [ ج َ ] ( ع مص ) بارآوردن خرمابن و خشک شدن آن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). میوه دار شدن و خشک شدن درخت خرما. ( از شرح قاموس ). جدمت النخلة جدماً؛ اثمرت و یبست. ( از اقرب الموارد ). || بریدن چیزی. مانند جذل با ذال معجمه. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بار آوردن خرما بن و خشک شدن آن یا بریدن چیزی.

جمله سازی با جدم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جهان جدم و هستم جهان‌فروز به هزل مرا ببین که جهان جان‌فروز منم

💡 پس امام حسين عليه السلام دست دراز كرد و كفى از خاك كربلا را برداشت و به ام سلمهداد و فرمود: اى مادر مومنان، اين خاك را نيز در شيشه بگذار و در نزد آن شيشه كه جدم آنرا به تو سپرده نگهدار، هر گاه ديدى هر دو خون شدند بدان كه من در آن صحراى شهيدمى شود.(329)

💡 پس فرمود: اين وضع كرب و بلا و محل محنت و غم است، فرود آييد كه اين جامنزل و محل و خيام ماست. اين زمين جاى ريختن خون ماست و قبرهاى ما در اين مكان واقع خواهدشد. خبر داد مرا جدم رسول خدا صلى الله عليه و آله به اينها. پس در آن جا فرود آمدند.(500)

💡 پدر و مادر و جدم به فدای پسری کاین جهان چاکر جد و پدر و مادر اوست

💡 سربدو گفت که ای مهر و وفا رافع تو دین جدم بگزین تا که شوم شافع تو

💡 به پيشگاه با عظمت تو رو آوردم تا بر من رحم نمايى و مرا مورد عفو و گذشت خود قراردهى و روز قيامت در صحراى محشر چهره جدم محمد صلى الله عليه وآله را به من بنمايانى.