لغت نامه دهخدا
جاورسی. [ وَ ] ( ص نسبی ) منسوب به قریه جاورسه که قریه ای است در سه فرسخی مرو. ( از انساب سمعانی ).
جاورسی. [ وَ ] ( اِخ ) عبداﷲبن بریده که منسوب به جاورسه است. ( انساب سمعانی ).
جاورسی. [ وَ ] ( ص نسبی ) منسوب به قریه جاورسه که قریه ای است در سه فرسخی مرو. ( از انساب سمعانی ).
جاورسی. [ وَ ] ( اِخ ) عبداﷲبن بریده که منسوب به جاورسه است. ( انساب سمعانی ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان جاورسیان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۴۳ نفر (۲۵۸خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان جاورسیان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۱۶۱ نفر (۳۳۲خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان جاورسیان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۰۳۴ نفر (۲۸۴خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان جاورسیان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۴۳ نفر (۳۴خانوار) بودهاست.
💡 این سه دهستان پیش از این در تابعیت بخش خنداب بودند. در شهرستان خنداب سه نقطه شهری وجود دارد که عبارتند از: _شهر خنداب، (تأسیس شهرداری سال۱۳۸۵خورشیدی) _شهر جاورسیان (تأسیس شهرداری سال۱۳۸۹خورشیدی) _شهرک رجایی اناج (تأسیس سال۱۳۵۲خورشیدی)