جانف

لغت نامه دهخدا

جانف. [ ن ِ ] ( ع ص ) کسی که میل کند از حق در وصیت. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). مایل از حق.

جمله سازی با جانف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در انتخابات ریاست جمهوری در ششم نوامبر ۱۹۹۴، رحمانف با ۵۸٪ آرا بر تنها رقیب خود عبداللّه جانف، که ۳۵٪ آرا را کسب کرد، پیروز شد. در همین انتخابات ۹۰٪ رأی دهندگان قانون اساسی جدید را تأیید کردند.

💡 چون به عشق دوست باشی جانف شان پر ز خود بینی همه کون و مکان

💡 جانف در ۳۰ مارس ۱۹۳۹ در ساندانسکی در کشور بلغارستان به دنیا آمد. در سنین کودکی، وی به یوگسلاوی مهاجرت کرد و در سال ۱۹۵۷ در همان کشور دبیرستان را به پایان رساند و وارد دانشگاه بلگراد شد. او در سال ۱۹۶۸ از همین دانشگاه مدرک دکترا گرفت. از سال ۱۹۸۶ وی به ریاست واحد اتمی و مولکولی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در وین گماشته شد.

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز