جامع و مانع
مترادفها
کامل، فراگیر، تمام و کمال
متضادها
ناقص، محدود
لغت نامه دهخدا
جامع و مانع. [ م ِ ع ُ ن ِ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) در اصطلاح منطق، صفت حدی است که شامل تمام افراد خود بوده و بر غیر افراد خود صادق نباشد. آن تعریفی که همه افراد معرف را فرا گیرد و از دخول اغیار در تعریف مانع باشد حدی که طرد و عکس آن برمحدود درست آید: تعریف باید جامع و مانع باشد؛ حد باید مطرد و منعکس گردد، طرد و عکس باید صحیح باشد.
فرهنگ فارسی
صفت حدی است که شامل تمام افراد خود بوده و بر غیر افراد خود صادق نباشد
جمله سازی با جامع و مانع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرچند که تعاریف مختلفی برای حافظ قرآن وجود دارد که جنبههای کمی و کیفی شخص حافظ را مورد دقت و بررسی قرار میدهد، اما در یک تعریف جامع و مانع حافظ قرآن به "کسی گفته میشود که توانایی دارد همه آیات قرآن را به صورت روان، فصیح و همراه با درک معنای آیات از حفظ (بدون مراجعه به متن یا کمک خواستن از دیگران) بخواند."
💡 در رابطه با ارائه تعریفی جامع و مانع از پدیدهٔ جهانی شدن میان صاحبنظران و اندیشمندان اجماع نظر حاصل نشده و هر دسته از آنان به تناسب برداشتی که از این پدیده دارند و پیش زمینههای ذهنی و ایدئولوژی سیاسی که بدان تعلق دارند تعریف خاصی از این پدیده ارائه دادهاند. در برخی از این تعاریف، جنبه اقتصادی جهانی شدن غلبه دارد و در برخی دیگر ابعاد سیاسی، فرهنگی یا ارتباطی آن بیشتر مدنظر قرار میگیرد.
💡 تعریف باید جامع و مانع باشد، این بدان معناست که «تعریف واژهٔ مورد نظر باید جامع همهٔ جنبههای تعریفکننده و مانع همهٔ جنبههایی باشد که جنبههای غیر تعریفکننده|تعریفکننده نیستند.». یعنی تعریفی که ارائه میشود ویژگیهایی که آن چیز را از بقیه جدا میکند را بیان کند.
💡 البته وی معتقد نیست که این تعریف جامع و مانعی از خرافه باشد ولی میگوید وقتی که عموم خرافهها را تحلیل و بررسی کنید میبینید کمابیش این اوصاف در آنها صادق است.