لغت نامه دهخدا
جالندهر.[ ل َ هََ ] ( اِخ ) قصبه ای است بهند. ( تحقیق ماللهند ص 100 ). رجوع به کتاب فوق ص مزبور و تاریخ شاهی ص 337 و جالندر و جالهندر شود.
جالندهر.[ ل َ هََ ] ( اِخ ) قصبه ای است بهند. ( تحقیق ماللهند ص 100 ). رجوع به کتاب فوق ص مزبور و تاریخ شاهی ص 337 و جالندر و جالهندر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زمانی که پاکستان مستقل شد، سرود میهنی نداشت و از این رو، زمانی که پرچم پاکستان را بالا میبردند، ندای پاکستان زندهباد، آزادی پایندهباد را سر میدادند. پس از چندی، محمدعلی جناح سرودی برای پاکستان سرود ولی چون سرود او، پایهٔ مذهبی نداشت، برآن شدند که سرودی دیگر برای پاکستان بسرایند. این سرود جدید را به گونهای سرودند که واژگان آن بین اردو و فارسی مشترک باشد و حتی از نظر دستوری نیز از دستور زبان فارسی پیروی میکند (تنها واژهٔ غیرفارسی در آن، واژهٔ هندی کا است). این سرود، سرودۀ شاعر پاکستانی ابوالاثر حفیظ جالندهری است.