تیز خوی

مترادف‌ها

تندخو، تندخوی، زودرنج

متضادها

آرام خوی، صبور، ملایم

لغت نامه دهخدا

تیزخوی. ( ص مرکب ) تندخوی. زودخشم: گفتم خواجه را بگوی که تومرا به ازمن دانی که مرد تیزخوی نیستم و از پیشه خود که دبیری است فراتر نشوم. ( آثارالوزراء عقیلی ).

فرهنگ فارسی

تند خوی زود خشم

جمله سازی با تیز خوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تیغ تن سوز تو چو آتش تیز خوی جان تو ز تو چو عنبر ناب

💡 تنش ابر بد برق دندان تیز خوی‌اش قطره باران و کف برف ریز

💡 آن سیاستمدار بسیار تیز خوی بود و در هر بحثی که با مخالفان خود داشت، با تندی و جدیت بسیار زیادی از مواضع خود دفاع می‌کرد.

💡 برخلاف تصور بسیاری از مردم، او فردی تیز خوی نیست و تنها زمانی که عدالت در حق دیگران زیر پا گذاشته شود، خشمگین می‌شود.

💡 مدیریت کردن یک شخصیت تیز خوی در محیط‌های حساس کاری نیازمند صبر و حوصله بسیار زیاد و مهارت‌های ارتباطی سطح بالا و بسیار دقیق است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران