لغت نامه دهخدا
تکحیل. [ ت َ ] ( ع مص مرکب ) سرمه کردن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). سرمه کشیدن چشم را.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). سرمه در چشم کردن. ( ازاقرب الموارد ). سرمه در چشم کسی کردن. ( آنندراج ).
تکحیل. [ ت َ ] ( ع مص مرکب ) سرمه کردن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). سرمه کشیدن چشم را.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). سرمه در چشم کردن. ( ازاقرب الموارد ). سرمه در چشم کسی کردن. ( آنندراج ).
سرمه کردن سرمه کشیدن چشم را
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تکحیل آن ز هیچکس اندر جهان مدان کان کحل غیرتست که من درکشیدهام
💡 تکحیل آن ز هیچ کس اندر جهان مدان کان کحل غیرت است که من درکشیده ام