توجو
لغت نامه دهخدا
توجؤ. [ ت َ وَج ْ ج ُءْ ] ( ع مص ) به دست و به کارد زدن، یقال: توجأه بالید و السکین توجؤاً. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). با کارد و دست زدن بر موضعی. ( از اقرب الموارد ). در حدیث ابوهریره: فحدیدته فی بطنه یتوجاء بها فی نار جهنم. ( اقرب الموارد ).
جمله سازی با توجو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگرچه مملکت شدپیر بردرگاه اجدادت باقبال توهرساعت،چوبخت توجوان گردد
💡 توجو مزراحی (عربی مصری: توجو مزراحى؛ ۲ ژوئن ۱۹۰۱ – ۵ ژوئن ۱۹۸۶) کارگردان فیلم، هنرپیشه و فیلمنامهنویس اهل مصر بود.
💡 توجو مزراحی در اسکندریه، مصر در خانواده ای یهودی با اصالت ایتالیایی متولد شد.
💡 ۲: نخستوزیر ژاپن توجو «صلح خواهی» ایالات متحده را رد کرد.
💡 این روز همچنین سالروز اعلام رأی دادگاه نظامی بینالمللی شرق آسیا مبنی بر اعدام نخستوزیر ژاپن هیدکی توجو پس از پایان جنگ جهانی دوم است.