تمضی

لغت نامه دهخدا

تمضی. [ ت َ م َض ْ ضی ] ( ع مص ) بگذشتن. ( تاج المصادر بیهقی ). درگذشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).رفتن فرمودن کسی را. قال لضیفه ِ، تمض فان الحی قریب؛ معناه ُ اذهب عنی الی الحی. ( از اقرب الموارد ). || درگذرانیدن کاری را. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بگذشتن. در گذشتن

جمله سازی با تمضی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فحتی متی روح الوصال ینالنی وحتی متی ایام سخطک الا تمضی

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز