لغت نامه دهخدا
تعریفات. [ ت َ ] ( ع اِ ) ج ِ تعریف. توصیفات. بیانات و ستودگیها. ( ناظم الاطباء ).
تعریفات. [ ت َ ] ( ع اِ ) ج ِ تعریف. توصیفات. بیانات و ستودگیها. ( ناظم الاطباء ).
رساله ایست بعربی تالیف سید شریف جرجانی در شرح اصطلاحات فقیهان محدثان متکلمان نحویان و صرفیان مفسران و جز آنان.
( مصدر اسم ) جمع تعریف
تَعریفات
رساله ای طنز آمیز به فارسی، از عبید زاکانی. این رساله با مقدمه ای کوتاه و با درود به خدا و پیامبر(ص)، به شیوۀ لغت نامه ای، در ده فصل فراهم آمده است. عبید بر سر هر کلمه یک الف و لام گذاشته، سپس آن ها را معنی کرده است. فصل اول در ردیف و مافیها؛ فصل دوم در ترکان و اصحاب ایشان، فصل سوم در قاضی و متعلقات آن، فصل چهارم در مشایخ و مایتعلق آن، فصل پنجم در خواجگان و عادات ایشان، فصل ششم در ارباب پیشه و اصحاب مناصب، فصل هفتم در شراب و متعلقات آن، فصل هشتم در بنگ و لواحق آن، فصل نهم در کدخدایی و ملحقات آن و فصل دهم در حقیقت مردان و زنان است. در این رساله، عبید، طبقات و اصناف جامعۀ تحت سلطۀ مغول ایران را به طنز و لعن در فشرده ترین عبارات تعریف کرده است. این تعریفات انتقادها و نیشخندهای تلخ طعنه دار اوست بر جامعه ای نابهنجار و با اوصاف و عادات زشت مردم آن. این رساله با کلیات عبید زاکانی به چاپ رسیده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیوان البسهٔ وی گذشته از قطعات پراکنده مشتمل است بر منظومهٔ اسرار ابریشم، جنگ نامه، مخیطنامه ورسالهٔ آرایش نامه و رسالهٔ تعریفات و رسالهٔ صد وعظ و نامهٔ پشم با ابریشم.
💡 اطلاق عنوانها و القاب گوناگون به طلاب و روحانیون دارای رتبهبندی رسمی و قانونی نیست، اما میتوان تا حدودی میزان، درجه و رتبهٔ هر عنوانی را در ایران معاصر مانند تعریفات ذیل طبقهبندی کرد.
💡 علمای قدیم در نوشتههای خود گاهی با ذکر «وجه تسمیه» و «وجه اشتقاق» به شرح واژهها میپرداختند. مقصود علمای قدیم از وجه تسمیه و وجه اشتقاق ریشهشناسی بوده است. در لغتنامه دهخدا به نقل از تعریفات جرجانی آمده: «بیرون آوردن کلمهای از کلمهٔ دیگر به شرط آنکه در معنی و ترکیب با هم مناسب و در صیغه مغایر باشند.»
💡 آنگاه قنات و قریهای دیگر در یکفرسخی آنجا احداث کرد به نام هرمز (هرمیز) نامیدند و در تعریفات بعدی خورمیز نامیده شد...
💡 «در زبان فرانسوی هفده لغت یافت میشود که در فرهنگهای عربی و فارسی همهٔ آنها را «مَثَل» ترجمه کردهاند، و در فرهنگهای بزرگ فرانسوی تعریفهایی که برای آنها نوشتهاند، مُقنِع نیست و نمیتوان با آن تعریفات، آنها را از یکدیگر تمییز داد.»