تضعف

لغت نامه دهخدا

تضعف. [ ت َ ض َع ْ ع ُ ] ( ع مص ) ضعیف شمردن و سست پنداشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). خوار شمردن کسی را و بدکردن بدو. ( از اقرب الموارد ). || خوار و گمنام شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

ضعیف شمردن و سست پنداشتن خوار شمردن کسی را و بد کردن بدو.

جمله سازی با تضعف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چـون اگـر تـنـهـا دچـار ضـلالت بـودنـد، و هـيچ تكذيبى نسبت به حق نمى داشتند، عذابنـداشـتند، براى اين كه چنين مردمى در حقيقت مس تضعف هستند، كه قرآن آنان را دوزخى نمىدانـد. و اگـر در آيـات قـبـل فـرمـود: (ثـم ان كـم ايـهـا الضـالون المـكذبون ) و كلمه(ضـالون ) را جـلوتـر از كـلمـه (مكذبون ) ذكر كرد، از جهت مقام و موقعيت آيه بود،چـون آيـه مـذكور در مقام رد گفته كفار است كه مى گفتند: (اذا متنا و كنا ترابا و عظاماءانـا لمـبـعـوثـون...) يـعـنى آيا وقتى مرديم و خاك شديم، دوباره ما مبعوث مى شويم ؟هـرگـز چـنـيـن چـيـزى مـمـكـن نـيـسـت، و در چـنـيـن مـقـامـى مـنـاسـب تـر آن اسـت كـهاول ضلالت آنان به ميان آورده شود، بعد تكذيبشان.

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز