تصویر کشیدن

لغت نامه دهخدا

تصویر کشیدن. [ ت َص ْ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) صورت کردن. رسم کردن صورت چیزی:
اگر میدید با هم اتحاد بلبل و گل را
مصور میکشید از رنگ گل تصویر بلبل را.غنی ( از آنندراج ).در چشم مور جلوه ندارم ز لاغری
تصویر من به موی میانی کشیده اند.قاسم مشهدی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

صورت کردن. رسم کردن صورت چیزی

جمله سازی با تصویر کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کتاب روایتی است از زندگی یک دیپلمات بریتانیایی - ایرلندی که در طول حیاتش به یک ناسیونالیست ایرلندی تبدیل می‌شود؛ راجر کیسمنت (1916 - 1864) کمیته جایزه نوبل در اعلام خبر انتخاب این رمان اعلام کرد:این جایزه برای به تصویر کشیدن ساختار قدرت و تصاویر نافذی است که از مقاومت فردی، طغیان و دفاع رسم شده‌است.

💡 خالق این درام پزشکی، رایان مورفی است و موضوع آن دربارهٔ یک مرکزِ جراحیِ پلاستیک پیشرفته به نام «مکنامارا-تروی» و دو جراح پلاستیک گردانندهٔ آن «دکتر شان مک‌نامارا» و «دکتر کریستین تروی» است. در هر قسمت، ضمن به تصویر کشیدن یک یا دو جراحی پلاستیکِ پر متقاضی، نظیر «بزرگ کردن پستان‌ها»، «واژینوپلاستی» و نیز درمان برخی بیماری‌های پوستی، زندگی خصوصی و مسائل و درگیری‌های شخصی و شغلیِ دو جراحِ گردانندهٔ این مرکز، بازگو می‌شود.

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز