لغت نامه دهخدا
تشت و خایه. [ ت َ ت ُ ی ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) آن نوعی بازی است که خایه مرغ راخالی کرده به شبنم پر کنند و راهش ببندند و در هوای گرم در تشت نهند و اگر گرم نباشد در زیر تشت آتش کنند و شبنم مستحیل بهوا شود، بالطبع میل به بالا کند وچندان رود که از چشم غایب شود و بجای شبنم سیماب کنند همین اثر دارد. ( برهان ) ( از انجمن آرا ) ( از غیاث اللغات ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ). یک نوع بازی که تخم مرغ آگنده از پاره ای داروها را در میان تشتی در آفتاب گذارند تا بالا رود. ( ناظم الاطباء ):
تشتی است این سپهر و زمین خایه ای در آن
گر علم تشت و خایه ندانسته ای بدان.خاقانی ( از انجمن آرا ).|| نام طلسمی هم بوده است. ( برهان ).نام طلسمی. ( ناظم الاطباء ). || کنایه از زمین و آسمان هم هست چه زمین در میان آسمان است. ( برهان ) ( آنندراج ). زمین و آسمان. ( ناظم الاطباء ). || علم نجوم را نیز علم تشت و خایه میگویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به طشت و خایه شود.