ترناب

لغت نامه دهخدا

ترناب. [ ت ِ] ( اِخ ) دهی از دهستان بهمئی گرمسیر است که در بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان و در 21 هزارگزی شمال باختری لک لک، مرکز دهستان قرار دارد. کوهستانی و گرمسیراست. و 80 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ترناب ومحصول آنجا غله و پشم و لبنیات است. شغل مردم آن دیه که از طایفه بهمئی میباشند زراعت و گله داری است وصنایع دستی آنان بافتن قالیچه و جاجیم و پارچه است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان بهمئی گرمسیر است که در بخش کهلیکوی. شهرستان بهبهان

دانشنامه عمومی

ترناب یا طرناب یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان کندوان بخش کندوان شهرستان میانه واقع شده است.

جمله سازی با ترناب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نبرد ترناب در سال ۱۴۴۸ در نزدیکی هرات رخ داد و از جمله جنگ‌های جانشینی شاهرخ شمرده می‌شود. در بهار ۱۴۴۸، علاالدوله میرزا در حال آماده‌سازی برای جشن مراسم ختنهٔ پسرش بود. آنگاه که خبر گذر عمویش الغ‌بیگ با ۹۰٬۰۰۰ سرباز از آمودریا را شنید اعلام کرد که به‌طور کلی در مالیات کلیهٔ شهروندان هرات تخفیف داده شده‌است. او با شتاب از راه گذرگاه سنجاب به سمت ترناب براه افتاد.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
ناودیس یعنی چه؟
ناودیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز