تربیت یافته
مترادفها
باادب، مؤدب، تربیتشده
متضادها
تربیتنیافته، وحشی، بیادب
لغت نامه دهخدا
تربیت یافته. [ ت َ ی َ یا ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) پرورده. تعلیم گرفته: تربیت یافتگان مهد امکان و گذشتگان بنی نوع انسان. ( حبیب السیر ج 3 ص 1 ).
فرهنگ فارسی
پرورده تعلیم گرفته تربیت یافتگان مهد امکان و گذشتگان بنی نوع انسان.
جمله سازی با تربیت یافته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قهرمانانی از جمله حمیده عباسعلی، طراوت خاکسار، شبنم واحدی و شقایق واحدی که از مدال آوران مسابقات آسیایی و جهانی هستند تربیت یافته مکتب او می باشند.
💡 ای چو برجیس و چو ناهید به نام و به نظر تربیت یافته نام و نظرت زین دو گوا
💡 تربیت یافته عشق جوانمردم من چرخ نامرد که باشد که مرا پیر کند!
💡 چون به خورشید درخشان سر شبنم نرسد؟ تربیت یافته گوشه دامان گل است
💡 عشق با آنکه هوای من و آب من ازوست تربیت یافته از آب و هوای دل من