لغت نامه دهخدا
تخصیص دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) خاص کردن. ( ناظم الاطباء ). مخصوص گردانیدن چیزی را برای امری: فلان سرمایه اش را برای توسعه فرهنگ تخصیص داد.
تخصیص دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) خاص کردن. ( ناظم الاطباء ). مخصوص گردانیدن چیزی را برای امری: فلان سرمایه اش را برای توسعه فرهنگ تخصیص داد.
( مصدر ) خاص کردن ویژه گردانیدن. [منافع تجارت و فلاحت را بخود تخصیص داد.]
تخصیص دادن (Allocate)
کنار گذاشتن حافظه برای استفاده توسط یک برنامه. برنامه ها برای اجرا اغلب نیاز به منابع مختلف سیستم مثل حافظه یا فضای دیسک دارند و در صورت نیاز این منابع را از سیستم عامل درخواست می کنند و سیستم عامل نیز آن منبع را به برنامه تخصیص می دهد. به طور کلی دو نوع تخصیص دادن وجود دارد: تخصیص دادن ایستا (استاتیک) که در آن وقتی برنامه شروع می شود، حافظۀ مورد نیازش کنار گذاشته می شود و تا پایان برنامه در اختیار آن است؛ و دیگری تخصیص دادن پویا (دینامیک) که در طی آن در حالی که برنامه در حال اجراست، حافظه مورد نیازش به طور پویا به آن تخصیص داده و بازپس گرفته می شود.
💡 برخی از زمینداران بدون تخصیص دادن حق عبور، به همه اجازه میدهند تا به زمینشان دسترسی داشته باشند. این راهها، هرچند ممکن است دارای محدودیتهای باشند، اغلب به صورت فیزیکی از حق عبورهای عامه تفکیک نمیشوند. این مسیرها اکثراً سالی یکبار بسته میشوند تا قانون نتواند آن را به عنوان یک حق عبور دائمی قلمداد کند.
💡 هنگام تنظیم کردن برنامههای اقدام، مراحل هدایت شدهای به سمت هدف وجود دارند که باید برای اطمینان از موفقیت دنبال شوند. در این مراحل با تخصیص دادن نقشهای خاص باید اطمینان حاصل شود که آموزش، منابع و مسائل کافی در نظر گرفته شده است. مرحله بعدی مشخص کردن نقاط عطف و تغییر ات مورد نیاز است، تا به این ترتیب امکان تجزیه و تحلیل و پیشبینی حرکت و پیشرفت به جانب هدف ایجاد شود. پس از رسیدن به هدف و پایان پروژه برای موفقیت در پروژهای آینده لازم است تجارب کار انجام شده را بررسی نمود.