تبب
مترادفها
هلاکت، تباهی، بدبختی
متضادها
رستگاری، سعادت، کامیابی
لغت نامه دهخدا
تبب. [ ت َ ب َ ] ( ع اِ ) زیان. || ( مص ) هلاکی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). مرگ. ( ناظم الاطباء ). تباب و تبیب مثله. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). تب. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
زیان. یا هلاکی.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۴(بار)
جمله سازی با تبب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مجموعهای از رابطهای منطقی در ارتباط با یک سیستم صوری تابعاً تام است اگر بتواند بیان همه توابع گزارهای (یا گزارهنماها) را تببین کند.
💡 پدیده دیگری که نیگل، مادهگرایی را ناتوان از تببین آن برمیشمارد ارزشهای اخلاقی است. برای اینکه بتوانیم ارزشها را بفهمیم باید آگاهی و عقل داشته باشیم.