تاریک روز

لغت نامه دهخدا

تاریک روز. ( ص مرکب ) تیره روز. ( آنندراج ). غمگین. سیه روز و سیه بخت. ( ناظم الاطباء ):
دل تاریک روزم را شب آمد
تن بیمارخیزم را تب آمد.نظامی.ای ز تو خورشید چرخ در مرض تَف و تاب
از من تاریک روز طلعت روشن متاب.امیرخسرو دهلوی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) تیره روز غمگین سیه روز سیه بخت.

جمله سازی با تاریک روز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای ز تو خورشید چرخ در مرض تف و تاب از من تاریک روز، طلعت روشن متاب

💡 زلفت نمی گذارد روی تو سیر بینم این پاره ابر تاریک روز مرا سیا کرد

💡 شبهای تیره روزان زان رخ صباح کردی تاریک روز ما را، زان طرّه شام گردان

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز