لغت نامه دهخدا
تاج دارنده. [ رَدَ / دِ ] ( نف مرکب ) پادشاه. تاجدار. دارنده تاج. نگهبان تاج. رجوع به تاجدار شود.
تاج دارنده. [ رَدَ / دِ ] ( نف مرکب ) پادشاه. تاجدار. دارنده تاج. نگهبان تاج. رجوع به تاجدار شود.
( صفت ) ۱- دارند. تاج نگاهدارند. افسر حامل افسر. ۲- پادشاه سلطان. ۳- بزرگ سرور ارجمند. ۴- نگهبان و محافظ تاج. ۵- خانه و مخزن تاج تاج خانه. ۶- گیاه صاحب تاج و اکلیل چتری ذواکلیل. یا تاجدار فلک.خورشید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز چیزی کجا او دهد بنده را پرستنده و تاج دارنده را