بیلوا

لغت نامه دهخدا

بیلوا. [ ] ( ترکی، اِ ) داروفروش. ( شرفنامه منیری ) ( آنندراج ). داروفروش و دواساز و عطار. ( ناظم الاطباء ). در برهان با «پ » آمده است و ظاهراً مصحف پیلور ( پیله ور ) باشد. ( حاشیه برهان ). رجوع به پیلوا و پیله ور شود.

فرهنگ فارسی

دارو فروش. دواساز و عطار. در برهان با (( پ ) ) آمده است و ظاهرا مصحف پیلور باشد.

جمله سازی با بیلوا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هولی سنتی از گل داک یا پالاش برای ساختن رنگهای سنتی استفاده می‌شود. در فصل بهار، که در طی آن آب و هوا تغییر می‌کند، اعتقاد بر این است که همین تغییرات علت تب‌های ویروسی و سرما خوردگی ست. پرتاب پودرهای طبیعی رنگی دارای اهمیت دارویی ست: رنگ‌ها به‌طور سنتی از چریش، کومکوم، هالدی، بیلوا و گیاهان دارویی دیگر تجویز شده توسط پزشکان آیورودیک ساخته شده‌است. یک نوشیدنی خاص به نام تاندای آماده می‌شود (ساخته شده از بادام، پسته، گل سرخ، و غیره)، گاهی اوقات حاوی بهانگ (شاهدانه).

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز