لغت نامه دهخدا
بیسک. [ ب َ س َ ] ( ع اِ ) کلمه ترحم مانند ویسک که در وقت ترحم و دل آسایی کودک گویند. ( ناظم الاطباء ). کلمه ای است که وقت ترحم و دل آسایی کودک گویند. کِش کِش. ( یادداشت بخط مؤلف ).
بیسک. [ ب َ س َ ] ( ع اِ ) کلمه ترحم مانند ویسک که در وقت ترحم و دل آسایی کودک گویند. ( ناظم الاطباء ). کلمه ای است که وقت ترحم و دل آسایی کودک گویند. کِش کِش. ( یادداشت بخط مؤلف ).
کلم. ترحم مانند ویسک که در وقت ترحم و دل آسایی کودک گویند ٠
بیسْک (Biysk)
شهری در سرزمین آلتای، در فدراسیون روسیه، در جنوب سیبری، با ۲۲۷هزار نفر جمعیت (۱۹۹۶). در ساحل رود بیا در ۱۵۰کیلومتری جنوب شرقی بارنائول قرار دارد. پایانۀ راه آهن آلتای در بیسک است و از این جا بزرگراهی با عبور از کوه های آلتای تا مغولستان امتداد دارد. تولید لوازم مهندسی، مواد غذایی و نساجی از صنایع این شهر به شمار می روند؛ در موزۀ مجموعه های ارزشمندی از قوم نگاری و تاریخچۀ ناحیۀ کوهستانی آلتای دیده می شود. بیسک در ۱۷۰۹ به صورت قلعه ا ی روسی تأسیس شد.
💡 مگر زلف نژند تو کمند خاطر من شد که هر جا میکشد دل در قفایش بیسکون آمد
💡 در همین حال اسکادران ۱ گروه جایگزینی در پایگاههای مختلفی در ساحل کانال مانش و خلیج بیسکی گردش میکرد تا خلبانان جدید تجربه کسب کنند. گروه جایگزینی روز ۱۶ فوریه نخستین پیروزی خود را با سرنگون کردن یک بمبافکن بریتانیایی بلنهیم در دهانه رود سم به دست آورد. پنج ماه بعد دومین پیروزی این گروه هم با سرنگون کردن یک بمبافکن بریتانیایی دیگر حاصل شد.
💡 نگویم ساکن کوی مغان باش ولیکن بیسکون و لامکان باش
💡 او-۶۸ دهمین گشت رزمی خود را روز ۲۷ مارس سال ۱۹۴۴ به سمت دریای کارائیب آغاز نمود. با وجود این که خدمه از مقصد دقیق خبر نداشتند، اسباب نواحی گرمسیری به آنها داده شد که سبب ایجاد تصور بازگشت به خط استوا میگشت. او-۶۸ در همراهی با دو کشتی مینروب پایگاه را ترک کرد. پس از خروج از خلیج بیسکی دو کشتی مینروب بازگشتند و یک ناوشکن تا دماغه فینیستر جایگزین آنها شد.