بی کفو

لغت نامه دهخدا

بی کفو. [ ک ُف ْوْ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + کفو ) بی نظیر. بی مثل. بی شبه. بی عدیل. بی همال. بی مانند. بی همسر. ( یادداشت مؤلف ):
به مجلس خدایگان بی کفو
که نافریده همچو او خدای او.منوچهری.در امارت بده بی کفو و شبیه
در وزارت شده بی مثل و نظیر.سوزنی.رجوع به کفو شود.

فرهنگ فارسی

بی نظیر. بی مثل. بی شبه. بی عدیل. بی همال. بی مانند. بی همسر.

جمله سازی با بی کفو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در امارت بده بی کفو و شبیه در وزارت شده بی مثل و نظیر

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز