بی نشانه

مترادف‌ها

بی‌هدف، بی‌ردپا، بی‌نشان

لغت نامه دهخدا

بی نشانه. [ ن ِ، ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) ( مرکب از: بی + نشانه ) بی نشان. رجوع به بی نشان شود.

جمله سازی با بی نشانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مکن بر عشق، آه بوالهوس حمل که چون تیر هوایی بی نشانه است

💡 گرفته پول های بی نشانه زده در بصره و بغداد چانه

💡 موج طرفه است بی نشانه روان اندر آن بحر بی حد و پایان

💡 تو را تعین اول که موطن احدیست بنام غیب غیوبست بی نشانه و نام

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران