لغت نامه دهخدا
بی شبیه. [ ش َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی «فارسی » +شبیه «عربی » ) بی همتا. بی نظیر. بی مانند:
میر ابوالفضل کز فتوت و فضل
در جهان بی شبیه و بی همتاست.فرخی.و رجوع به شبیه شود.
بی شبیه. [ ش َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی «فارسی » +شبیه «عربی » ) بی همتا. بی نظیر. بی مانند:
میر ابوالفضل کز فتوت و فضل
در جهان بی شبیه و بی همتاست.فرخی.و رجوع به شبیه شود.
بی همتا. بی نظیر. بی مانند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میر ابوالفتح کز فتوت و فضل در جهان بی شبیه و بی همتاست
💡 زهی به سلطنت و عدل بی عدیل و مثال خهی به مکرمت و رحم بی شبیه و نظیر
💡 خداوندی که در ذات بی شریک است و در صفات بی شبیه و در قدر بی نظیر
💡 شبیه روی تو در خاطرم چگونه درآید به بی شبیهی رویت، چو اشتباه ندارم
💡 تویی به جود و به اقبال بی عدیل و همال تویی به رای و به تدبیر بی شبیه و نظیر