بکار داشتن

لغت نامه دهخدا

بکار داشتن. [ ب ِ ت َ ] ( مص مرکب ) استعمال کردن. مشغول کردن. بکار بردن: زیرا که گوش بنامها و لفظهائی که منجمان بکار دارند خو کنند. ( التفهیم ). و بطلمیوس آنرا بکار داشته است بکتاب مجسطی بوسطهای ستارگان بیرون آوردن و اما بکواکب ثابته تاریخ انطینس بکار همی دارد. ( التفهیم ص 238 ). چنانکه در علاج آماس گرم و صداع گرم و نقرس گرم نخست داروها [ ی ] رادع بکار دارند پس محلل باز رادع ترکیب کنند پس بآخر همه محلل بکار دارند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). || معمول داشتن: از خرمی آب باران بر یکدیگر همی ریختند و آنرا عید کردند و هنوز بکار دارند. ( مجمل التواریخ ). || وادار بکار کردن. بکار گماشتن. رجوع به بکار گماشتن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) وادار بکاری کردن بکار گماشتن.

جمله سازی با بکار داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا الآیة... ای یعاملون به الاکل و غیره. ایشان که معاملت میکنند بربوا خوردن را و بکار داشتن زر را، فردا در قیامت که از گور برخیزند، همچون آن دیوانه برخیزند که دیو زند وی را بدست و پای خود. خبط و تخبّط دست و پای زدن شتر است بر چیزی، چنانک آید و آنجا که رسد، همچنین کسی که بشتاب رود، یا بخشم رود، گام می‌نهد و پای میزند چنانک آید، و آنجا که رسد هم خبط گویند. مِنَ الْمَسِّ اینجا دیوانگی است یقال «به مس» ای جنون.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز