بلاجو

بلاجو

لغت نامه دهخدا

بلاجو. [ ب َ ] ( نف مرکب ) بلاجوینده. بلاجوی. جوینده بلا. فتنه جو:
خون دل عاشقان مشتاق
در گردن دیده بلاجوست.سعدی. || معشوق، بمناسبت شوخی و فتنه جویی و بلاانگیزیش بر عاشق:
بگردد تا کجا بیند به گیتی
از این شوخی بلاجویی ستمگر.فرخی.و رجوع به بلاجوی شود.

دانشنامه عمومی

بلاجو ( به ایتالیایی: Bellagio, Lombardy ) یک کومونه در ایتالیا است که در استان کومو واقع شده است.
بلاجو ۲۶ کیلومترمربع مساحت و ۲٬۹۴۵ نفر جمعیت دارد.
شهرهای Bundoran، آلتئا، باد کوتزتینگ، Holstebro, Granville، اوفلیز، Meerssen، نیدرآنون، پروزا، Sesimbra Municipality، شربورن، Karkkila، اوکسه لوسوند، Judenburg, Chojna، کوسگ، سیگولدا، Sušice، توری، استونی، زولن، پرینای، مرسسکلا، سیره ( رومانی )، اگراس، سیپراس، شکفیا لکا و تریاونا خواهرخوانده های بلاجو هستند.

جمله سازی با بلاجو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر آزاد مردی بلاجوی از آنک بلا جز که درخورد احرار نیست

💡 از چشم او همیشه بلاجوی خلق زد وز جان شدم همان ز بلاجوی جوی او

💡 ز ضرب تیغ آن گُ رد بلاجو نمانده زنده فردی جز من و تو

💡 تا هست کاکل تو بلاجو عجب اگر کاهد زمانه یک سر مو از سر بلا

💡 بس است تیغ تغافل من بلاجو را مکن به خون من آلوده تیغ ابرو را

💡 همه عراق و خراسان به جمله خالی‌گشت زظالمان بلاجوی و مفسدان لعین

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
طلایی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز