لغت نامه دهخدا
بزن و بکوب. [ ب ِ زَ ن ُب ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ساز و آواز. بزن و بشکن. ( یادداشت بخط دهخدا ). و رجوع به بزن و بشکن شود.
بزن و بکوب. [ ب ِ زَ ن ُب ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ساز و آواز. بزن و بشکن. ( یادداشت بخط دهخدا ). و رجوع به بزن و بشکن شود.
( اسم ) ساز و آواز و رقص در مجلس بزم: ( شب در منزلمان مهمانی وبزن و بکوب بود. )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به کازینو رویال، شبزندهداری با بزن و بکوب بخشی از چیتیچیتی بنگبنگ اشاره کرد.
💡 از فیلمهایی که وی در آنها نقش داشتهاست، میتوان به شبزندهداری با بزن و بکوب و ریتز اشاره نمود.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به مردان پرابهت در طیارههای پرسرعت، شبزندهداری با بزن و بکوب، نمک و فلفل، و قتل در قطار سریعالسیر شرق اشاره کرد.