لغت نامه دهخدا
برگاشته. [ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) برگردانیده. برگردانده:
یکی سله از خنجر انباشته
یکایک سر تیغ برگاشته.فردوسی.و رجوع به برگاشتن شود.
برگاشته. [ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) برگردانیده. برگردانده:
یکی سله از خنجر انباشته
یکایک سر تیغ برگاشته.فردوسی.و رجوع به برگاشتن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی سله پرخنجری داشته یکایک سرتیغ برگاشته
💡 ز یکدیگران روی برگاشته بسی خسته بر دشت بگذاشته