برزکار

لغت نامه دهخدا

برزکار. [ ب َ ] ( ص مرکب ) برزیگر و زارع. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ).برزگر. برزیگر و زراعت کننده. ( برهان ):
برزکاران جهانند همه روز و همه شب
بجز از معصیت و جور ندروند و نکارند.ناصرخسرو.گهی بدرود خوشه ت برزکاری
گهی بشکست شاخی باغبانت.ناصرخسرو.و رجوع به برز شود.

فرهنگ معین

(بَ ) (ص فا. ) کشاورز، برزیگر.

فرهنگ عمید

= برزگر

فرهنگ فارسی

( صفت ) زراعت کننده کشاورز برزیگر.

ویکی واژه

کشاورز، برزیگر.

جمله سازی با برزکار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این مسجد درسال‌های اخیر به همت آقای حاج حسین برزکار در نزدیکی دو راهی رامشه ساخته شده‌است.

💡 تیم ملی والیبال نوجوانان ایران در دیدار فینال رقابت‌های چهارجانبه سائوپائولو با شکست سه بر صفر بلغارستان قهرمان این مسابقات شد. ماهان برزکار و طاها بهبودنیا در جمع بهترین‌ بازیکنان مسابقات چهارجانبه سائوپائولو جای گرفتند.

استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز