لغت نامه دهخدا
بر بیابان. [ ب َرْ رِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) بر و بیابان. صحرای خشک. خشک لم یزرع.
بر بیابان. [ ب َرْ رِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) بر و بیابان. صحرای خشک. خشک لم یزرع.
صحرای خشک خشک لم یزرع.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سبکروحان نگیرد عالم امکان غبار گردباد برق جولان بر بیابان بار نیست
💡 شور لیلی طاقتم را طاق کرد همچو مجنون بر بیابان میزنم
💡 تو را ای کعبه پرده پرنیانست و کجا دانی که چون شب بر بیابان مغیلانت برد خوابم
💡 جود او گر بر بیابان اوفتد دریا شود خشم او گر بر زمین افتد زمین اخگر شود
💡 جنک زانجا به صحرا شد شتابان هما سایه فکنده بر بیابان