بثان

لغت نامه دهخدا

بثان. [ ب ِث ْ ثا ] ( اِخ ) پدر یوسف مصری محدث است. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با بثان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که بعد از نظم اقلیم طبیعت بثانی رخت بندد بر حقیقت

💡 روی در قبله بثان کرده ز ابر و محراب حاجت خود همه از آن روی نکو می طلبند

💡 در اول گرد کثرت خاست ز اکوان بثانی رفع وحدت گشت زاعیان

💡 در اول رفع کثرت بود لایق بثانی رفع وحدت از حقایق

💡 باو بدحب او بی‌نقش چون ذات بثانی ریخت طرح این محبات

💡 عدو باشد در اول نفس خونخوار بثانی دشمن است ابلیس غدار

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز