لغت نامه دهخدا
باکین. ( اِخ ) دهی است از رستاق طبرش اصبهانی و همدانی. ( از تاریخ قم ص 118 ).
باکین. ( اِخ ) دهی است از رستاق طبرش اصبهانی و همدانی. ( از تاریخ قم ص 118 ).
دهی از تفرش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیر تو باکین تودارد مگر پیوستگی زان کجا هر دو به صید اندر یکی دارند کار
💡 باکین در ۴ ژوئیه ۱۷۶۷ در ادو (توکیو فعلی) (توکیو) متولد شد، پنجمین پسر اومون و اوکیوشی بود. پدر او، اوکیوشی، سامورایی در خدمت یکی از ملازمان شوگون، ماتسودایرا نوبوناری بود. دو برادر بزرگتر او در نوزادی درگذشتند، در حالی که دو نفر دیگر، رابون (۱۷۵۹–۱۷۹۸) و کیچی (۱۷۶۵–۱۷۸۶) نقش اصلی را در زندگی باکین ایفا کردند. او دو خواهر کوچکتر داشت، اوهیسا، متولد ۱۷۷۱ و اوکیکو، متولد ۱۷۷۴.
💡 نانسو ساتومی هاکّن دن، تاریخچه هشت سگ قهرمان خاندان ساتومیِ نانسو (ژاپنی: 南総里見八犬伝) یک رمان حماسی در ادبیات ژاپن است که در ۱۰۶ جلد، توسط تاکیزاوا باکین نوشته شدهاست. جلدهای این کتاب در طی مدت زمانی نزدیک به سی سال (۴۲–۱۸۱۴) نوشته و منتشر شد. باکین قبل از اتمام داستان کور شده بود و قسمتهای آخر را به عروسش میچی دیکته کرد.
💡 جاناتان باکینی آخرین بازی ملی خود را در سال ۱۹۹۸ میلادی انجام داد.
💡 زهآب حیوان باکین اونماید زهر لعاب افعی با مهر او شود تریاق