بالکل

لغت نامه دهخدا

بالکل. [ بِل ْ ک ُل ل ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + ال + کل ) تماماً. سراسر. یکسره. همگی. ( فرهنگ رازی ). از همه جهت. بطور کلی. ( ناظم الاطباء ): روزبروز آن آب کمتر میشود و هوا میگردد تا آنگاه که بالکل خشک شود. ( رساله کائنات جو ابوحاتم اسفزاری ). و رجوع به کل شود.

فرهنگ عمید

تماماً، کلاً، همگی.

فرهنگ فارسی

تماما کلا سراسر یکسره:.....بمیامین پادشاهان کامل و حاکمان عادل بالکیه زایل گردد.
تماما سراسر

جمله سازی با بالکل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون سالک راه طریقت، از عالم جسمانی بر حسب فرموده بالکل عبور نموده، باز می‌فرماید:

💡 بر سر دیوان من چون افسر مدحت بدید عقل گفت احسنت. یا خیرالعلی بالکل فات

💡 بود هر غیر کل شیئی بالکل ولیکن از تنزه نه از تزایل

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز