باغلو

لغت نامه دهخدا

باغلو. ( اِخ ) ( مشهور به جویبار ) قصبه مرکز دهستان گیلخواران بخش مرکزی شهرستان شاهی است که در 21 هزارگزی شمال شاهی و 18 هزارگزی شمال باختری ساری در دشت واقع است. ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل مرطوب و 3100 تن سکنه، آب آنجا از چاه تأمین میشود و محصول عمده آن پنبه و غلات و کنجد و صیفی و شغل مردمش زراعت و راه آن بشاهی وکیاکلا شوسه است. کارخانه پنبه پاک کنی دولتی در این قصبه دایر است. بازار عمومی جمعه در یک هزارگزی جنوب قصبه واقع است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

جمله سازی با باغلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واژه جویبار متشکل از دو واژه جوی (رود کوچک) و بار (ساحل) می‌باشد و در منابع تاریخی به صورت جوبر، جوبار، جوی بار و باغلو آمده‌است، جویبار به علت فراوانی آب‌های جاری و زیر زمینی به این نام خوانده می‌شود.

💡 بیگ باغلو یک روستا در ایران است که در دهستان گوگ‌تپه، شهرستان بیله سوار، استان اردبیل واقع شده‌است. این روستا مابین دو شهر گرمی و بیله سوار در شمال اردبیل و در مرز آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان واقع شده است. بیگ باغلو، محل زندگی طایفه بیگ باغلو، یکی از 32 طایفه شاهسون است. مردم این روستا به کارهای سنتی کشاورزی و دامداری مشغول هستند. گندم، جو، عدس و نخود کشت می شود. محصولات لبنی این روستا شامل شیر، پنیر، کره، خامه و ماست است. در سرشماری سال 2006، جمعیت آن 19 نفر و در 7 خانواده بود.

بلندگو یعنی چه؟
بلندگو یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز