لابه ساختن
لغت نامه دهخدا
لابه ساختن. [ ب َ / ب ِ ت َ ] ( مص مرکب ) لابه سازی. زاری و خواهش و لابه کردن:
تر و خشک یکسان همی بدرود
وگر لابه سازی همی نشنود.فردوسی.همی تر و خشکش بهم بدرود
اگر لابه سازی سخن نشنود.فردوسی.مشوگر چه زن لابه سازد بسی
بجای تو بفرست دیگر کسی.اسدی ( گرشاسبنامه ص 245 ).همان ده دلاور ز خویشانش نیز
بسی لابه کردند و نشنود چیز.اسدی ( گرشاسبنامه ).بسی لابه ها ساخته زی پدر
که از پهلوان چیست نزدت خبر.اسدی ( گرشاسبنامه ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- تضرع کردن زاری کردن: تر و خشک یکسان همی بدرود و گر لابه سازی همی نشنود. ( شا. لغ. ) ۲- درخواست کردن التماس کردن. ۳- تملق گفتن چاپلوسی کردن. ۴- فریب دادن.
جمله سازی با لابه ساختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او ساعتها در برابر درِ بسته ایستاده بود و با صدایی لرزان شروع به لابه ساختن برای اجازه ورود به آن خانه قدیمی کرد.
💡 در آن صحنههای بسیار دراماتیک، شخصیت اصلی داستان با التماس و لابه ساختن از دوستانش خواست تا در آن شرایط سخت او را تنها نگذارند.
💡 بر شدت اندوه و درماندگی او، شاهد بودیم که در میان جمعیت شروع به لابه ساختن کرد تا شاید کسی صدای فریادهای بیپایانش را بشنود.