باغ مراد
لغت نامه دهخدا
باغ مراد. [ غ ِ م ُ ] ( اِخ ) نام باغی به هرات. ( از غیاث اللغات ) ( آنندراج ): روزی در باغ مراد، عبیدخان [ ازبک ] و سونجک محمد سلطان بزمی آراسته بصحبت مشغول بودند. ( عالم آرای عباسی ص 50 ).
جنات که هشت است دو چندان شود از ذوق
در فال گر آید صفت باغ مرادت.
درویش واله هروی ( در صفت هرات از آنندراج ).
جمله سازی با باغ مراد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساکنان چمن از سایه تو بهرهورند تو گل باغ مرادی و به دهر آمدهای
💡 گرت هواست که چینی گلی ز باغ مراد رضا مشو که رود خار غم به پای کسی
💡 از گلشن جان غرض گل روی تو بود زین باغ مراد سرود دلجوی تو بود
💡 حاصل باغ مراد حوصله خواه وفاست آنچه نگنجد به جیب تحفهٔ دامان کنیم
💡 از آن زمان که تو باغ مراد بشکفتی دگر کسی نشنیدم به بوستانی رفت
💡 شکستگیت مباد ای نهال باغ مراد چرا که خواستهٔ دیدهٔ پر آب منی