لغت نامه دهخدا
یکی گویی. [ ی َ / ی ِ ] ( حامص مرکب ) عمل یکی گوی. موحدی. اعتقاد به یگانگی خداوند. و رجوع به یکی گو شود.
یکی گویی. [ ی َ / ی ِ ] ( حامص مرکب ) عمل یکی گوی. موحدی. اعتقاد به یگانگی خداوند. و رجوع به یکی گو شود.
حالت و عمل یکی گوی موحدی اعتقاد به یگانگی خدا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی سنگ سیه دیدم در آن خاک چو گویی شکل او بس روشن و پاک