فرهنگستان زبان و ادب
{hemiplegia, semiplegia} [علوم پایۀ پزشکی] فلج یک سوی بدن
{hemiplegia, semiplegia} [علوم پایۀ پزشکی] فلج یک سوی بدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اشک بر سوز دلم هرگز سر راهی نبست آتش از یک سو چو آمد، آب از یک سو گذشت
💡 بسیاری از ساعتهای ورقی قدیمی، امکان حرکت به یک سو را دارند و نمیشود ساعت را به عقب برگرداند.
💡 در یکی رو و از دوی یک سوی باش یک دل و یک قبله و یک روی باش
💡 یک سو دریده پیرهن گل از گل رویش نگر خون بسته در دل غنچه را دیگر طرف سودای او
💡 شد وقت آن دیگر که من ترک شکیبایی کنم ناموس را یک سو نهم بنیاد رسوایی کنم
💡 چون از یک سو سرمای سخت زمستان آذربایجان غیرقابل تحمل بود و از سوی دیگر اوزون حسن راههای تدارکاتی از خراسان را بسته بود.