لغت نامه دهخدا
یونجه لو. [یُن ْ ج َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قوری چای بخش قره آغاج شهرستان مراغه، واقع در 36هزارگزی شمال باختر قره آغاج، با 290 تن سکنه. آب آن از رودخانه جیران و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
یونجه لو. [یُن ْ ج َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قوری چای بخش قره آغاج شهرستان مراغه، واقع در 36هزارگزی شمال باختر قره آغاج، با 290 تن سکنه. آب آن از رودخانه جیران و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین در این روستا گندم، جو، پیاز، یونجه هم کشت میشود که بیشتر مایحتاج خود روستا را تأمین میکند. اکثر خانوارها در این روستا علاوه بر کشاورزی، دامپروری هم میکنند.
💡 کشاورزی این روستا بیشتر در حوزه تولید انار، انجیر، زردآلو، یونجه و شبدر، بادام، پسته و زعفران است.
💡 آب قصبه از رودخانه حسنجون و رودخانه پردسر تأمین میشود. دارای محصولات زراعی غلات، سیب زمینی، یونجه، لوبیا و مختصری میوهجات قلمستان.
💡 کشاورزی: شغل اصلی مردم روستا اغلب کشاورزی و دامداری میباشد. محصولات اصلی روستا در بخش کشاورزی، گندم، جو، سیب زمینی، یونجه، شبدر، چغندر، درخت و سبزیهای جالیزی میباشد.
💡 محصولات کشاورزی در روستای زیگ دارای اهمیت ویژه ای هستند و مردمان روستا علاوه بر دامداری و تولید علوفه از زمین های خود به کشت غلات(گندم و جو) و محصولاتی مانند سیب زمینی، یونجه و چغندر می پردازند.
💡 مردم روستا در کنار کشاورزی خود کارهای متعددی از قبیل دامداری نیز دارند. به این منظور در کنار کشت محصولات یاد شده کاشت علوفههای دامی نظیر یونجه، شبدر، ذرت علوفهای و چغندر به منظور تأمین نیاز دامهای اهالی نیز انجام میشود.