یاقوت موج

لغت نامه دهخدا

یاقوت موج. [ م َ / م ُ ] ( ص مرکب ) دارای موجی چون یاقوت در رنگ و درخشندگی. || مجازاً سرخ گون. || به معنی پر در و گوهر:
طبع تو بحر محیط، دست تو ابر بهار
بحر تو یاقوت موج، ابر تو زرین مطر.معزی.

فرهنگ فارسی

دارای موجی چون یاقوت در رنگ و درخشندگی مجازا سرخ گون

جمله سازی با یاقوت موج

💡 هرکه بیند روزِ بخشیدن مبارک دست او بحر زرین موج بیند ابر یاقوتین مطر

💡 نیست در ساغر عبث بی تابی موج شراب نعل می از شوق یاقوت لبش در آتش است

💡 از عکس تو چون دریا از موج برآرد دم یاقوت و گهر بارد بر در عدن خندد

💡 ز موج خط‌ وقار شعلهٔ حسنش تماشا کن که تمکین می‌چکد همچون رگ یاقوت از دودش