گیل ده

لغت نامه دهخدا

گیل ده. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دهشال بخش آستانه شهرستان لاهیجان. واقع در 18هزارگزی شمال خاوری آستانه و 6 هزارگزی دهشال. محلی جلگه و هوای آن معتدل و مرطوب و سکنه آن 1561 تن است. محصول عمده آن برنج، ابریشم و کنف و شغل اهالی زراعت و صید مرغابی از استخر است. یک بقعه قدیمی در آنجا است. دو قریه کوچک لوق گیلده و سلیم چاه در آمار جزء گیلده منظور شده است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان دهشال بخش آستانه شهرستان لاهیجان. واقع در ۱۸ هزار گزی شمال خاوری آستانه و ۶ هزار گزی دهشال.

جمله سازی با گیل ده

💡 بس عجب نبود گر از اشجار گیلان آورند برگ‌ها امسال سر بیرون به رنگ ارغوان

💡 بزگاه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سیاهکل در استان گیلان ایران است.

💡 نیست گوئی عظم او محتاج حیز ورنه چون ظرف او گیلان تواند بود یا مازندران

💡 سده، روستایی است از توابع بخش کوچصفهان شهرستان رشت در استان گیلان ایران.

💡 تن دبین، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان طوالش در استان گیلان ایران است.