لغت نامه دهخدا
گیر پیدا کردن. [ پ َ / پ ِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) گیر پیدا کردن کاری در تداول عامه؛ متوقف شدن آن عمل و کار است در سیر و انجام یافتن آن. ( از یادداشت به خط مؤلف ). به مانع برخوردن کار.
گیر پیدا کردن. [ پ َ / پ ِ ک َدَ ] ( مص مرکب ) گیر پیدا کردن کاری در تداول عامه؛ متوقف شدن آن عمل و کار است در سیر و انجام یافتن آن. ( از یادداشت به خط مؤلف ). به مانع برخوردن کار.
( مصدر ) گیر پیدا کردن کاری. مانعی در راه آن ایجاد شدن و مسیر آنرا متوقف ساختن.
💡 بسیاری از مهاجران اولیهٔ افغان به خوبی تحصیلکرده بودند و حرفهای را در افغانستان آموزش دیده بودند، با این حال مشکلاتی برای پیدا کردن کار در زمینههای حرفهای خود داشتند. با گذشت زمان، پیشزمینهٔ مهاجران متنوعتر شد و پیشزمینهٔ تحصیلات یا حرفه در مقایسه با مهاجران قبلی کمتر دیده شد.
💡 الگوریتم پسرو-پیشرو میتواند محتملترین حالت را در هر نقطهٔ زمانی پیدا کند اما نمیتواند برای پیدا کردن محتملترین توالی حالتها استفاده شود (به الگوریتم ویتربی رجوع کنید)
💡 د.ا. اسمیت در کتاب تاریخ ریاضی گفتهاست، «در اروپا چنین روشهایی (برای پیدا کردن ریشه دوم و مربع یک عدد) قبل از کاتنو (۱۵۴۶) استفاده نمیشدهاست. او روشهایی را برای به دست آوردن ریشه دوم، با استفاده از روش آریاباتا ارائه کرده بود.»
💡 پیدا کردن و برطرف خطاهای منطقی از هر نوع خطای دیگری دشوارتر است، این خطا در جایی رخ میدهد که کد معتبر دقیقاً آنچه را باید انجام بدهد اجرا کند، ولی برنامهنویس کد انتظار دیگری دارد، یعنی که از نظر اجرا درست است اما کار دیگری را انجام میدهد.
💡 اضافه شود میتواند در زمان اجرای الگوریتم تأثیر زیادی داشته باشد. برای بهینه کردن الگوریتم و آسان شدن پیدا کردن رأس مورد نظر در هر مرحله، در طول اجرای هر فاز همه راسهایی که در مجموعه