گوهر شکستن

لغت نامه دهخدا

گوهر شکستن. [ گ َ / گُو هََ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) به قطعات کردن گوهر بر اثر ضرباتی که بر آن زنند:
همچو گوهر شکستنش خوار است
همچو سیماب بستنش دشوار.خاقانی. || کنایه از خندیدن و خنده کردن. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( بهار عجم ) ( ناظم الاطباء ). || کنایه از زائل کردن یا زائل شدن منصب و دولت و از دست دادن دولت و منصب. ( برهان قاطع ) ( بهار عجم ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
چو بدگوهران را قوی کرد دست
جهان بین که گوهر بر او چون شکست.نظامی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - قطعه قطعه کردن گوهر با ضربات. ۲ - خنده کردن خندیدن. ۳ - از دست دادن دولت و جاه و مقام: چو بد گوهران را قوی کرد دست جهان بین که گوهر بر او چون شکست. ( نظامی )

جمله سازی با گوهر شکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عقل گوید گوهرم گوهر شکستن شرط نیست عشق گوید سنگ ما بستان و بر گوهر بزن

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز