گوهر خری

لغت نامه دهخدا

گوهرخری. [ گ َ / گُو هََ خ َ ] ( حامص مرکب ) عمل گوهرخر:
تو گوهر کن از کان اسکندری
سکندر خود آید به گوهرخری.نظامی.میان بسته هر یک به گوهرخری
خریدار گوهر بود گوهری.نظامی.

فرهنگ فارسی

۱ - عمل و شغل گوهر خر. ۲ - نوازش شاغر و سخنور.

جمله سازی با گوهر خری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر بر خری بار گوهر بوَد به گوهر چه بینی‌؟ همان خر بود

بلاوجه یعنی چه؟
بلاوجه یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز