کلمهی «گوهر تر» در فارسی به معنای گوهر یا جواهری است که تر و مرطوب است و در ادبیات کلاسیک به طور کنایی به اشک چشم اشاره دارد، بهویژه در اشعار و متون شاعرانه که از تصویرسازی برای بیان حالتهای احساسی استفاده میشود. این عبارت علاوه بر معنای ظاهری، به صورت استعاری برای توصیف سخن با آب و تاب، صاحت و بلاغت و هنر سخنوری به کار میرود، جایی که کلمات نغز و حکیمانه مانند جواهر درخشان و با ارزش جلوه میکنند. «گوهر تر» نشاندهنده کیفیت والای بیان و لطافت احساس است و شاعر با استفاده از این عبارت، قدرت انتقال عاطفه و زیبایی لفظی را به مخاطب القا میکند. از نظر معنایی، این واژه با مفاهیمی مانند اشک چشم، سخن نغز، بلاغت و هنر گفتار هممعنی است و در متون ادبی و شاعرانه کاربرد فراوان دارد.
گوهر تر
لغت نامه دهخدا
گوهر تر. [ گ َ / گُو هََ رِ ت َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از اشک باشد. ( آنندراج ) ( برهان قاطع ) ( بهار عجم ). سرشک دیده. || کنایه از سخن با آب و تاب باشد. ( آنندراج ). فصاحت و بلاغت. سخنوری. کلمات نغز و حکیمانه.
فرهنگ فارسی
کنایه از اشک باشد. یا کنایه از سخن با آب و تاب باشد.