لغت نامه دهخدا
گوش لب. [ ل َ ] ( ص مرکب ) آنکه خطش هنوز ندمیده باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
گوش لب. [ ل َ ] ( ص مرکب ) آنکه خطش هنوز ندمیده باشد. ( برهان ) ( آنندراج ).
آنکه خطش هنوز ندمیده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این سخن همچو تیر، راست کِشَش سویِ گوش تا نکشی سوی گوش کی بجهد از کمان ؟
💡 ای که داری چشم عقل و گوش هوش پند من در گوش کن چون گوشوار
💡 فروغ گوهر بینش گرفته است غبار تمیز مردم این روزگار در گوش است
💡 نهادند بر قول او جمله گوش برفتند یکباره جمله ز هوش
💡 هاتفی گفت ازورای چرخ در گوش دلم کای ضمیرت مشکلات سرگردون کرده حل