لغت نامه دهخدا
گود شدن. [ گ َ / گُو ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ژرف شدن. چال شدن.
گود شدن. [ گ َ / گُو ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ژرف شدن. چال شدن.
( مصدر ) عمیق شدن ژرف گشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تمامی بیماران دچار عقبافتادگی رشد و تکامل، ناتوانی ذهنی (بهره هوشی ۴۸ تا ۷۴) و کاهش حدت بینایی است. مشکلات بینایی شامل دیسک نوری کوچک، دیسک نوری محو، گود شدن دیسک نوری، انحراف چشم و نیستاگموس نهفته و پنهان است.
💡 نیروهای اصطکاکی در این سطوح مالشی میبایستی حداقل گردند تا از شل شدن مجموعهٔ تشکیل یافته از دنبالهٔ استخوان ران و فنجانی گود که توسط بستها در موقعیت خود محکم شدهاند، اجتناب گردد. اگر چنین اجزایی به مرور زمان شل شوند، سبب ایجاد تخریب زودرس لگن مصنوعی خواهند شد.
💡 در فرایند رسوبگذاری موادی که در اثر مراحل مختلف فرسایش، خرد شده و در نتیجه عوامل مختلف، حملونقل شدهاند، سرانجام در محیطهای مختلف رسوب میکنند. بدین ترتیب اثر عوامل خارجی که هموار کردن زمین است، در این مرحله خاتمه مییابد و به عبارت دیگر با پر شدن قسمتهای گود زمین از رسوبات و فرسوده شدن قسمتهای مرتفع، اختلاف ارتفاع بین این دو قسمت کم میشود.
💡 اتاق زمستانی، اتاقی کوچک وبا تعداد کمی بازشو است و گودی آن در سطح زمین و بسته بودن آن از چند جهت باعث گرم شدن سریع آن میشود.
💡 در سالهای ۱۳۳۴ ه.ق و ۱۳۳۷ ه.ق نمای خارجی این ایوان با لوحهای بنایی جدید تزئین شد. این نما هم بهوسیلهٔ چند اسپر تشکیل شده و با گود، برجسته شدن، سایهروشنها و بهوسیلهٔ آجر و کاشی تزئین شدهاست و نوشتههای کوفی، بنایی، کاشیکاری مَعْقِلی[پ ۲] دارد.