الاماکن

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] الأماکن (کتاب). نام کامل کتاب «الاماکن او ما اتفق لفظه و افترق مسماه من الامکنة»، تالیف ابو بکر محمد بن موسی الحازمی (۵۸۴- ۵۴۸ ق)، به زبان عربی و موضوع آن، شناخت مکان هایی از بلاد اسلامی (غالبا عربی و گاه عجمی) است که در تلفظ به هم نزدیک و گاه شبیهند، ولی در معنا با هم اختلاف دارند.
مطالب کتاب، به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده است؛ بدین صورت که اسم هایی از بلاد که با حرف همزه و با حرف باء آغاز شده اند، در ذیل عنوان «کتاب الهمزة» و «کتاب الباء» و اسم هایی که با بقیه حروف شروع شده اند، در ذیل عنوان «حرف...» و هر کتاب یا حرف، در قالب چند باب (در ابواب نیز رعایت ترتیب حروف الفبا شده است) بیان گردیده اند. تعداد کل ابواب ۹۰۲ باب است که بسیاری از آنها، کوتاه، در حد یک خط و برخی دیگر، بلند و در حد چند صفحه می باشد.
[ویکی فقه] الاماکن (کتاب). نام کامل کتاب «الاماکن او ما اتفق لفظه و افترق مسماه من الامکنة»، تالیف ابو بکر محمد بن موسی الحازمی (۵۸۴- ۵۴۸ ق)، به زبان عربی و موضوع آن، شناخت مکان هایی از بلاد اسلامی (غالبا عربی و گاه عجمی) است که در تلفظ به هم نزدیک و گاه شبیهند، ولی در معنا با هم اختلاف دارند.
مطالب کتاب، به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده است؛ بدین صورت که اسم هایی از بلاد که با حرف همزه و با حرف باء آغاز شده اند، در ذیل عنوان «کتاب الهمزة» و «کتاب الباء» و اسم هایی که با بقیه حروف شروع شده اند، در ذیل عنوان «حرف...» و هر کتاب یا حرف، در قالب چند باب (در ابواب نیز رعایت ترتیب حروف الفبا شده است) بیان گردیده اند. تعداد کل ابواب ۹۰۲ باب است که بسیاری از آنها، کوتاه، در حد یک خط و برخی دیگر، بلند و در حد چند صفحه می باشد.
گزارش محتوا
کتاب اول، کتاب الهمزة است و در ۶۸ باب بیان شده است؛ مثلا در باب اول آن، از کلمات «ابلة» و «ایلة» و «اثلة» یاد شده، آن گاه اولی، با همزه مضموم و باء مضموم و لام مشدد مفتوح تلفظ گردیده و شهری معروف در نزدیکی بصره، در قسمت دریایی آن و قدیمی تر از بصره دانسته شده و دومی، با همزه مفتوح و یاء ساکن و لام مخفف مفتوح تلفظ گردیده و شهری بندری و به قولی، آخر حجاز و اول شام معرفی شده است و سومی، هم وزن دومی، با این تفاوت که به جای یاء، ثاء قرار دارد، تلفظ شده و موضعی حجازی از ناحیه مدینه دانسته شده است. برخی از شهرها، نواحی و مناطق دیگری که در کتاب معرفی شده اند، عبارتند از: (آرة و آوة)، (ابا و انا و ایا و انا)، (ابواء و ابوا و ابوا)، (ابین و ابیر و اثیر و ابتر)، (ابلی و ابلی)، (ابان و ابار و آفار)، (آبل و اثل)، (ابهر و ایهب)، (ایرم و ایدم)، ( بابل و بانک و ناتل و ثافل)، (تارم و یارم)، (ثبیر و سر)، (جار و جاز و خار)، (حامد و حامر)، (خاخ و حاج)، (داثر و داثن و زابن)، (ذروان و دوران و دوران و دودان)، (راران و راذان و رازان و زاذان)، (زارة و زاوة)، (سامة و شامة)، (شاش و شاس)، (صار و صارة و صاری)، (ضان و صاد)، (طفیل و طفیل)...
وضعیت کتاب
فهرست مطالب و موضوعات در پایان کتاب ذکر شده است. کتاب، فاقد ذکر منابع و مصادر و پاورقی می باشد.

جمله سازی با الاماکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این زمان وضعیت مالی بیرونی به شدت بد بود، دوره‌ای که مصادف است با نگارش اثر تحدید نهایات الاماکن توسط ابوریحان. بعد از مدتی زندگی در قلمروی محمود، رابطه‌اش با او و نیز وضعیت زندگی‌اش بهتر شد اما آن دو هرگز ارتباط نزدیکی برقرار نکردند. بیرونی در مقدمه تحدید نهایات الاماکن که در اوایل ۴۰۹ ه‍.ق/ ۱۰۱۸ م نوشته شده است، مفصلاً از نامرادی‌های زندگی گله کرده است. در جمادی‌الثانی ۴۰۹ ه‍. ق، زمانی که در کابل بود، وضعیتش به گونه‌ای پیش می‌رفت که آن را با نوح و لوط مقایسه کرده است و امید داشت بتواند با پشت سر گذاشتن این «آزمون الهی» رستگار شود. نیز در پایان مقدمه تحدید نهایات الاماکن، به صورت تلویحی، به اسارت خود در دربار غزنوی اشاره کرده است و حضور اجباری خود در آنجا را به کنایه «تقدیر بشری» خوانده است. بیرونی خورشیدگرفتگی ذیقعده ۴۰۹ ه‍.ق را در لمغان (بین قندهار و کابل) رصد کرد. نیز از جمادی‌الاول ۴۱۰ تا ۴۱۲ ه‍.ق مشغول یک سلسله رصدهای مختلف در غزنی بود. آخرین این ارصاد، رصد انقلاب تابستانی ۴۱۲ ه‍.ق بود. بعد از این بود که به همراه سلطان محمود غزنوی در لشکرکشی سلطان مذکور به هند راهی شبه‌قاره شد. این سفر یکی از چند سفر متناوب او به هند به همراه محمود بود. در این عهد هنوز زندگی بیرونی به سختی می‌گذشت زیرا از رنج‌های بی‌شمار خود بعد از پنجاه سالگی (بعد از ۴۱۲ ه‍.ق) یاد کرده است.

💡 مشهود است که این سفرها سبب علاقه‌اش به فرهنگ هند شده است زیرا او در آثار الباقیه اشارات خیلی کمی به هندیان کرده است. بیرونی آنجا به عالمان هندی علوم یونانی آموخت و در عوض تعلیم سانسکریت و علوم هندی دید. یادگیری سانسکریت به او امکان می‌داد که شخصاً به صورت مستقیم آثار هندوان را مطالعه کند. در ۴۱۵ ه‍.ق بیرونی مجدداً در غزنی بود و با سفیران خان ترکان ولگا (در شمال روسیه امروزی) دیدار کرد. اینان به سلطان محمود گفتند که در شمال (نواحی داخل دایرهٔ قطبی) خورشید برای روزهای پی‌درپی غروب نمی‌کند. سلطان محمود این حرف را کفرآمیز یافت و آشفته شد اما بیرونی به او توضیح داد که سفیر درست می‌گوید. سفر بعدی بیرونی به هند در رجب ۴۱۶ ه‍.ق به پایان رسید. او هفت روز قبل از تمام‌شدن این ماه، بعد از حداقل ۷ سال تحقیق کتاب تحدید نهایات الاماکن را تکمیل کرد. در این کتاب، بیرونی از اقامت خود در قلعهٔ نندنه هند یاد کرده است. همان‌جا بود که او شیوه ابتکاری خود برای اندازه‌گیری قطر زمین با استفاده از اسطرلاب را اولین بار به صورت عملی آزمود. احتمالاً مقالهٔ فی استخراج قدر الارض برصد انحطاط الافق عن قلل الجبال را نیز در همین زمان نوشته است. او کار نوشتن رسالهٔ استخراج الاوتار را نیز در ۴۱۸ ه‍.ق به پایان برد. همزمان با هیئت‌هایی از چین و ترکان اویغور در دربار محمود دیدار کرد. با خواهش ریحانه بنت حسین خوارزمی کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم را در ۴۲۰ ه‍.ق به فارسی و عربی نوشت. مدت کوتاهی بعد سلطان محمود غزنوی درگذشت و پسرانش درگیر نزاع جانشینی شدند.

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز