گه گیری

فرهنگ عمید

= گاه گیر

فرهنگ فارسی

۱ - عمل گه گیر. ۲ - چموشی ( ستور ): سمند عشق را شاهد ز گه گیری برون آری ظهوری در رکاب غم عنان دادی خموشی را. ( ظهوری )

جمله سازی با گه گیری

💡 دریغا چنان شاه و آن داد اوی مبادا که گیری به بد یاد اوی

💡 به رخش جلوه خوش آن دم که تاختن گیری شکفته روی تر از آفتاب خنده گل