گنده کار
مترادفها
کلهگنده، بزرگ، مهم، قدرتمند، عظیم
لغت نامه دهخدا
گنده کار. [ گ َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) آنکه کارهای زشت و پست کند.
فرهنگ عمید
آن که کارهای زشت و ناپسند بکند.
فرهنگ فارسی
آنکه کارهای زشت و ناپسند کند.
آنکه کارهای زشت و پست کند.
جمله سازی با گنده کار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدو سه پشم چنان کار تو گشته است ترش که بجای تو بود دیو سروش ای گنده